تبليغاتX
لاهوتیان

آفت محبت خدا، محبت دنیاست. در مکتب شیخ، اگر انسان دنیا را برای خدا بخواهد، این مقدمه ای برای وصال اوست، و اگر برای غیر خدا بخواهد، آفتی برای محبت اوست و در این زمینه، فرقی میان حلال و حرام دنیا وجود ندارد. البته بدیهی است که دنیای حرام، انسان را بیشتر از خدا دور می کند. در حدیث است که پیامبر اکرم صل الله علیه و آله فرمود:

دوستی دنیا و دوستی خدا، هرگز در یک دل، جمع نمی شود. (1)

امام علی علیه السلام نیز در این باره می فرماید:

همچنان که خورشید و شب با هم جمع نمی شوند، خدا دوستی و دنیا دوستی نیز با هم گِـــرد نمی آیند(2)

و در حدیثی دیگر می فرماید:

کسی که محبت دنیا در دلش خانه کرده، چگونه مدّعی محبّت خداست؟! (3)

چنان که آمد، جناب شیخ، همیشه از دنیا با مَــثـَـل (( پیرزنه )) نام می بُـرد و گاهی در مجلس خود، رو به مریدی می کرد و می فرمود:

باز می بینم که گرفتار این پیرزنه شده ای؟!

و بعد این شعر حافظ را می خواند:

کس نیست که افتادۀ آن زلف دو تا نیست

در ره گذر کیست که این دامِ بلا نیست؟

در واقع، شیخ، این مـَـثـَـل را از روایتی برگرفته بود که می فرماید:

حقیقت ِ دنیا برای عیسی بن مریم علیهماالسلام کشف شد. وی در این مکاشفه، دنیا را به صورت پیرزنی دید که دندان هایش ریخته و همۀ زیورها را به خود، آویخته است. به او گفت: چند شوهر اختیار کرده ای؟ گفت: نشمرده ام! گفت: شوهرانت همه مُـرده اند یا تو را طلاق داده اند؟ دنیا گفت: نه ؛ بلکه همۀ شان را کـُشته ام! عیسی علیه السلام گفت: بدا به حال شوهران آیندۀ تو که از شوهران پیشین تو عبرت نگرفتند! چگونه آنان را یکی پس از دیگری کـُشتی و ایشان، از تو دوری نجستند؟! (4)

شیخ، مکرّر می فرمود:

اینها که می آیند پیش من، فقط سراغ پیرزنه را می گیرند. هیچ کس نمی آید بگوید:

(( من با خدا قهر کرده ام، مرا با خدا آشتی بده ! ))

پی نوشت:

1- میزان الحکمة ،ج2 ،ص960، باب 672، حدیث3162

2- همان، حدیث 3164

3- همان ، حدیث 3163

4- میزان الحکمة ،ج4 ، ص 1744 ، باب1253، حدیث6010.

برگرفته از کتاب کیمیای محبت، آیت الله ری شهری

نوشته شده توسط یاشلی گزلر در سه شنبه پنجم مهر 1390 ساعت 22:8 | لینک ثابت |
نوشته شده توسط یاشلی گزلر   

 در روایات بسیاری خبر از امتحان های بزرگ و فتنه های عظیم در آخرالزمان آمده است ، که به بعضی از آنها اشاره و پیامد و آمادگی در این امتحان ها و فتنه ها، نکاتی را خدمت عزیزان عرض می کنم :

امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه می فرمایند: «والذی بعثه بالحق نبیا لتبلبلن بلبلة و لتغربلن غربلة بل یستخرج من الغربال خلق کثیر» ; قسم به ذات احدیت که نبی اکرم (ص) را به حق برانگیخت، در آخرالزمان مردم امتحان می شوند. حضرت می فرماید: به قدری امتحان ها شدید و مردم غربال می شوند که اشخاص بزرگ از درون غربال به پایین می افتند و افراد خاص ، مؤمن و خالص در غربال می مانند . «یستخرج من الغربال خلق کثیر» و عده زیادی از مردم از غربال بیرون می ریزند .

برادر من ؛ هنگام ، هنگامه امتحان است . مبادا که شیطان ما را فریب بدهد و هوای نفس بر ما غالب شود . «مشکلات را تحمل کن ، تحمل !!!!»

خوب معلوم شد که این امتحان های بزرگ برای چیست !؟ به قول شهید چمران که مطلبی در مورد جنگ  به این مضمون دارند که می فرماید : وقتی شیپور جنگ  نواخته می شود ، مرد از نامرد تشخیص داده می شود ؛ خداوند متعال می خواهد با این امتحان های بزرگ که از امت اسلام می گیرد ، کسانی که بر عهدشان استوارند و کسانی که خُلف وعده کرده و به عهد خویش پایبند نیستند ؛ غربال شده و مرد از نامرد شناخته شود. این یک مطلب.

مطلب دیگر در مورد فتنه های آخرالزمان است . در روایتی رسول اکرم صل الله علیه وآله می فرمایند: از فتنه در آخرالزمان بدتان نیاید ، فتنه های آخرالزمان منافقان را نابود می کند.

عزیزان با توجه به این روایت زیبا که واقعا بشارت عظیمی است برای جامعه مسلمان مخصوصا جامعۀ شیعی ، می توان فهمید که فتنه های آخرالزمان با فتنه های صدر اسلام تفاوت دارد . فتنه های صدر اسلام موجب غربت دین شد و امیر المومنین علی علیه السلام را خانه نشین کرد ، امام حسن علیه السلام را مجبور به صلح با معاویه  و موجب شهادت  امام حسین علیه السلام شد . ولی در آخرالزمان این فتنه ها نمی تواند مولای ما را خانه نشین و به قربانگاه بکشد. در آخرالزمان قصه برعکس می شود و فتنه موجب نابودی منافقان می شود.

حال وظیفه خواص و عوام چیست؟

اتفاقاتی که در پیرامون ما می گذرد را باید با دقت هر چه بیشتر به آن توجه کرد و به راحتی از کنار آن گذر نکرد . عزیزان ببینید خداوند با این امتحان های شدید ، مردم را غربال می کند که فقط اشخاص خاصی از مومنین در غربال می مانند و عده زیادی از غربال خارج می شوند و به نظر این حقیر یکی از راه ها برای سر بلند بیرون آمدن از این امتحان ها و فتنه ها که در آینده نه چندان دور اتفاق می افتد این است  که فقط و فقط گوش به فرمان ولایت داشته باشیم ، چون خداوند و امام زمان (عج) عنایت خاصی به ایشان دارند و اگر خدای ناکرده از ایشان لحظه ای جدا شویم جزء منافقین قرار گرفته و مبتلا به خروج از غربال امتحان شده و آخرت خود را از دست می دهیم . اگر کسی ، خدای ناکرده ، به خیال خود که می تواند با ایشان سر ستیز داشته باشد ، هرگز این فکر که ایشان را می تواند از سر راه بردارد ، زهی خیال باطل است که حضرت رسول(ص) [ که تمام گفتار ایشان وحی بوده و از روی هوی و هوس سخن نمی گوید] فرمودند ، که در آخرالزمان منافقین نابود می شوند یا به قولی خواص بی بصیرت ؛

چون مقابله با ولایت همانا و رد شدن از آزمون الهی همان . . .

  و دیگری این است که از گناهان گذشته توبه کرده آن هم توبه نسوح که بازگشتی به معصیت نداشته باشیم و منتظر عنایت خداوند و ولی ایشان حضرت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بمانیم و تنها فضل و رحمت خداوند شامل حال ما بشود که از این فتنه ها و امتحان های بزرگ سربلند بیرون آئیم ان شاءالله.

http://www.eznehashtom.com/component/content/article/44-1390-02-01-14-31-54/280-1390-04-07-14-28-58.html
نوشته شده توسط یاشلی گزلر در شنبه هجدهم تیر 1390 ساعت 4:22 | لینک ثابت |
لیدر مشهد

سوئیت، هتل آپارتمان، هتل با قیمت ارزان و نزدیک به حرم امام هشتم علیه السلام .

شما فقط خود را به مشهد برسانید، بقیه کار با لیدر مشهد .

کافیست یک بار امتحان کنید.

قیمت کنید و سپس با شماره تلفن های زیر تماس بگیرید:

۰۹۱۵۴۱۴۳۴۵۴َ،۰۹۱۵۴۱۴۳۴۵۰

نوشته شده توسط یاشلی گزلر در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390 ساعت 23:18 | لینک ثابت |
احمدي‌ نژاد در جلسه ‌دولت در حمايت از رهبري صحبت كرد

به گزارش خبرنگار حوزه دولت خبرگزاري فارس، حجت‌ الاسلام و المسلمين مرتضي آقا‌ تهراني استاد اخلاق دولت و نماينده مردم تهران در خانه ملت كه در حاشيه جلسه هيئت دولت با خبرنگاران گفت‌وگو مي‌كرد، در پاسخ به سؤالي درباره علت حضور خود در اين نشست گفت: من معلم اخلاق دولت هستم و امروز در جلسه هيئت دولت آمده‌ام تا درس اخلاق بگويم.
وي افزود: حجت‌الاسلام ميرتاج‌الديني صبح امروز در تماسي با مجلس اعلام كردند كه آقاي احمدي‌نژاد در جلسه هيئت دولت حضور پيدا مي‌كنند و كلاس اخلاق نيز برقرار است لذا بنده امروز حضور پيدا كردم تا درس‌هاي اخلاقي خود را بگويم، ضمن آنكه از حضور آقاي احمدي‌نژاد نيز در اين جلسه احساس خوبي دارم.



استاد اخلاق دولت در ادامه گفت‌وگوي خود با خبرنگاران درباره فضاي جلسه امروز هيئت دولت نيز اظهار داشت: در چند روزي كه گذشت، ما دوستان و دشمنان خود را بهتر شناختيم و ديديم كه نسبت به ولايت فقيه در دنياي خارج و داخل چقدر حساسيت است. آقاي احمدي‌نژاد از اول تا حال به لطف خدا از افراد خوبي هستند كه در مورد ولايت فقيه در عمل اين را نشان داده‌اند.

آقاتهراني ادامه داد: در اتفاقاتي كه در روزهاي گذشته صورت گرفت، دورغ‌ها و تهمت‌هاي زيادي زده شده كه بنده از جمله افرادي بوده‌ام كه علاقه داشتم سوء‌تفاهم پيش نيايد و مردم خوبمان احساس نكنند كه چيزي پيش آمده كه الحمدالله جناب آقاي احمدي‌نژاد امروز سر كار آمدند و صحبت‌ اولي‌شان امروز در حمايت از ولايت فقيه و حمايت از حضرت آقا و ولايت‌مدار بودن جامعه بود.


وي يادآور شد: ديشب جلسه‌اي بود و آقاي احمدي‌نژاد اشاره‌اي داشتند كه
به اعتقاد من اگر دنيا بخواهد خودش را از شر استكبار نجات دهد، بايد رو به ولايت فقيه بيارد و اين ولايت فقيه است كه امروز تجلي ولايت اهل بيت در جامعه است.

اين نماينده مجلس افزود: رئيس جمهور تأكيد كرد كه تا آخر جان و عمر نيز از ولايت فقيه دفاع و حراست خواهد كرد، ما افتخار مي‌كنيم به چنين بينشي كه اينقدر محكم است كه براي ولايت از جان مي‌گذرد، البته بايد اينچنين باشد.


آقاتهراني درباره ديدار خود با احمدي‌نژاد نيز گفت: من يكبار ديگر پيش رئيس جمهور آمده بودم كه
حال ايشان خوب نبود و براي عيادت ايشان رفتم و ديشب نيز با حدود 10 نفر از نمايندگان مجلس نيز به ديدن ايشان رفتيم كه صحبت كنيم و از ايشان بخواهيم سر كار بيايند كه به لطف خدا اين بزرگوار روي ما را زمين نگذاشتند و از اين موضوع خوشحاليم.

نوشته شده توسط یاشلی گزلر در سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 ساعت 0:7 | لینک ثابت |

2 - بستر بحث
با پذيرش اعتقاد به خدا و ضرورت وحى و رسالت ، به امامت مى رسيم . با پذيرش و اثبات اين نكته كه خدايى هست و ما محتاج اوييم كه : يا ايها الناس انتم الناس الفقراء الى اللّه ،فاطر، 15.
 از حكم و خواسته ى او مى پرسيم و به ضرورت وحى و دين و اضطرار به رسول و حجت مى رسيم . اين همان جريانى است كه در اذان و دعا نيز نشان دارد.
در اذان پس از تكبير به توحيد مى رسيم و ادامه ى توحيد رسالت است و ادامه ى رسالت ، امامت . چه بگويى و چه بگذرى كه دست آورد رسول احتياج به وصى و محافظى دارد. در دعا نيز مى خوانيم : اللهم عرفنى نفسك فانك ان لم تعرفنى نفسك لم اعرف رسولك الله عرفنى رسولك ... اللهم عرفتنى حجتك ....اصول كافى
ارتباط ضرورت حجت با ضرورت وحى و اضطرار و افتقار الى الله ، ارتباطى اساسى و تنگاتنگ است . بحث ضرورت و اضطرار الى الحجة به دنبال اضطرار به خدا و غيب و معاد و وحى مطرح مى شود و مى بينيم كه مرحوم كلينى در كافى ، بحث را با همين عنوان دقيق و حساب شده ى اضطرار الى الحجة آغاز كرده است .
اين خلاصه احتياج به توضيح دارد: با درك ضرورت و اضطرار به دين - و نه انتظار از دين - كه برخاسته از اين نكته است كه امكانات حسى ، تجربى ، عقلى و قلبى و غريزى آدمى ، پاسخ ‌گوى روابط عظيم انسان با خودش و با اشياء و افراد آن هم با توجه به قدر و استمرار و ارتباطهاى محتمل انسان با عوالم ديگر نيست و به ناتوانى و نارسايى اين نيروها و امكانات براى اين انسانِ بيشتر از هفتاد سال رسيديم . ناچار ضرورت وحى و دين مطرح مى شود و در فرض ضرورت ، ديگر تحليل هاى فرويدى و يونگى و اريك فرومى يا تحليل هاى طبقاتى و تاريخى جايگاهى نخواهد داشت . چون اين ها آن جايى مطرح مى شوند كه دين ، ريشه در ضرورت نداشته باشد و آن جاست كه بايد جواب داد چرا امرى غير ضرورى اين گونه در زندگى انسان از گذشته تا حال تاءثيرگذار يا مطرح بوده است . با اين احتمال و اضطرار به وحى و مذهب ، ديگر مذهب امر معقول يا يك راه از ميان تمامى راه ها نيست كه مذهب تنها راه است ؛ و حداقل اين چنين مذهبى ، تمامى روابط انسان با خود، با اشياء و با افراد ديگر است و براى اين انسانى كه تجربه و علم نمى تواند پاسخ ‌گوى روابط اين آب و نان و خوابيدن با دنياهاى محتمل با روابط احتمالى پيچيده باشد، حداقل مذهب در حوزه ى حيرت ها و يا احكام و شرايع نيست ، بلكه تمامى زندگى عادى است . اگر ما از اثبات خدا و معاد و وحى به احتياج به خدا و معاد و وحى روى بياوريم و با اين افتقار و اضطرار آغاز كنيم ، ديگر به انتظار از دين نمى پردازيم ؛ چون انتظار يك حالت است و اضطرار يك واقعيت . چه بسا تو هيچ انتظارى هم از دين نداشته باشى ، اما اين رسول است كه با تو كار دارد و شروع كننده است . دين با رسول آغاز مى شود و رسول با دگرگون كردن تلقى انسان از خويش ، اضطرار به مذهب و احتياج به دين را در جان انسان مى نشاند. حتى اگر اعراض كند و يا انگشت در گوش خود بگذارد. آن جا كه دين با رسول آغاز مى شود، ديگر از انسان نمى پرسند كه از دين چه انتظارى دارى كه مى گويند: تو محتاجى ، تو مفتقرى ، تو مضطرى . انتم الفقراء الى الله و الله هو الغنى الحميد.فاطر،15.
آزادانديش ترين دين شناسان چون از اين نقطه كه ضرورت يا عدم ضرورت دين است ، آغاز نكرده اند، گرفتار شده اند و در واقع با اين پيش فرض كه دين ضرورى نيست و يك راه در كنار ديگر راه هاست ، به تحليل آن پرداخته اند و در حد يك امر قدسى به آن روى آورده اند و همين پيش فرض براى گرفتارى آن ها كافى است . چون فرض ‍ ديگرى هم هست و آن ضرورت و اضطرار به دين است و آن هم با اين احتمال كه آدمى بيشتر از هفتاد سال استعداد دارد و بيش از يك زندگى راحت و دام رورى بزرگ به او امكانات داده اند.
در هر حال با اين بينش از قدر و استمرار و ارتباط انسان ، به اضطرار و ضرورت وحى و معاد و رسول مى رسيم و با رسول پيوند مى خوريم و به همان دليل كه به وحى و رسول محتاجيم ، به امام و حجت هم محتاجيم كه امامت ادامه ى رسالت است ؛ چون به شهادت قرآن دو چيز مانع از كفر آدمى است . يكى قرآن ، و ديگرى ، وجود رسول . كيف تكفرون و انتم تتلى عليكم آيات اللّه و فيكم رسوله آل عمران ، 101.
به شهادت اين آيه ، معلوم مى شود كه دو چيز موجب حفظ مردم و مانع از كفر است . اول ، تلاوت قرآن و دوم ، وجود پيامبر. پس بايد پس از پيامبر، خليفه اى باشد كه مانند پيامبر، حافظ امت باشد و كتاب خدا به تنهايى كافى نيست . افزون بر اين كه كتاب خدا، شامل همه ى قوانين نيست ، بلكه به سنت پيامبر نيز احتياج داريم و پس از پيامبر بايد به باب علم او يعنى على عليه السّلام و عترت پيامبر مراجعه كرد. آنانى كه فرياد حسبنا كتاب اللّه سر دادند، مى دانستند كه اين كلام مخالف خود كتاب است كه قرآن مى گويد: اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول . و مى گويد: ما ينطق عن الهوى .

نوشته شده توسط یاشلی گزلر در جمعه نهم اردیبهشت 1390 ساعت 4:53 | لینک ثابت |

اسم آن خانم، فاطمه است و برای آن بزرگوار هشت لقب ذکر کرده اند: صدیقه، راضیه، مرضیه، زهرا، بتول، عذرا، مبارکه و طاهره (1). از بعضی روایات استفاده می شود که زکیه و محدثه از القاب آن خانم است و کنیه او ام ابیها است. (2)

عمر آن بزرگوار تقریبا هجده سال است. در روز جمعه بیستم جمادی الثانی سال دوم بعثت به دنیا آمد (3) و سال یازدهم از هجرت، سوم جمادی الثانی (4) به دست گردانندگان سقیفه بنی ساعده شهید شد.

شخصیت حضرت زهرا را با این بحث کوتاه نمی توان معرفی کرد و آنچه در اینجا آورده می شود، قطره ای از دریای فضیلت آن صدیقه شهیده است.

شخصیت اسلامی از دو راه یافت می شود: ..........

برگرفته از سایت اذن هشتم: http://eznehashtom.com/


ادامه مطلب...
نوشته شده توسط یاشلی گزلر در جمعه بیست و ششم فروردین 1390 ساعت 12:22 | لینک ثابت |

ديدگاه ها
مساءله ى مهدويّت به خاطر ابعاد متعدد آن از منظرهاى مختلف و زواياى گوناگون قابل بررسى است . مى توان آن را از جنبه هاى اعتقادى ،تاريخى ، فلسفه ى تاريخ ، روان شناختى ، تربيتى ، اجتماعى و... مورد كنكاش و بررسى قرار داد. نوع رويكرد به مساءله و تعيين حوزه ى بحث و زاويه ى ديد براى اتخاذ روش مناسب با آن حوزه و به دست آوردن نتايج صحيح و پرهيز از اشتباه ضرورتى تام دارد.
آن چه در اين جا ارايه مى شود، نگاه به مهدويت از منظر اعتقادى است . اين نگاه ، حوزه اى وسيع و پردامنه را در برمى گيرد و نسبت به ديگر رويكردها به خاطر مبنا و ريشه اى بودن آن از نقشى مهم تر و اهميتى دو چندان برخوردار است .
مبانى اعتقادى
همان طور كه اشاره شد حوزه ى مباحث اعتقادى مهدويت ، حوزه اى وسيع و گسترده است . آن چه ما از آن گفت وگو مى كنيم نه تمامى اين مباحث كه مبانى و ريشه هاى اساسى بحث مهدويت است .
مهدويت و اعتقاد به امام زنده ى غايب برخاسته از ريشه ها و پايه هاى مستحكمى است كه ما از آن ، به مبانى اعتقادى ياد مى كنيم . بدون اين پايه ها و ريشه هاى عميق برخاسته از براهين عقلى و نقلى ، هيچ رويشى شكل نمى گيرد و دوامى نمى آورد.

۱- اهميت امامت
شيعه با اعتقاد به امامت گره خورده است و با اين طرح ، راه خويش ‍ را در تاريخ آغاز كرده و در اين راه رنج ها برده است ، تا آن جا كه به اعتراف برخى محققان  آن قدر كه در اين راه شمشير كشيده شد و جان فشانى شد، در هيچ برهه اى از زمان و در مورد هيچ يك از ديگر آموزه هاى دين ، شمشير زده نشده و جان فشانى نشده است .
اين جان فشانى و اهتمام ، از آن جا برخاسته كه به گفته ى قرآن ، امام مكّمل دين و متمّم همه ى نعمت هايى است كه خداوند در هستى قرار داده است . رسول صلّى اللّه عليه و آله آن قدر كه به اين امر سفارش مى كرد به هيچ يك از امور ديگر سفارش ‍ نمى كرد و آن قدر كه براى اين مهم از اولين روزهاى دعوت علنى تا آخرين لحظات عمرش در بستر بيمارى ، گام برمى داشت و اقدام مى كرد، براى هيچ كار ديگرى اقدام نمى كرد و زمينه سازى نمى نمود.

امروز و در اين نسل ، ما امامت را پذيرفته ايم ، ولى هنوز براى بسيارى از ما، طرح امامت و در نتيجه ، بحث امام زمان (عج ) گنگ و مبهم مى باشد و به صورت ميراثى از آن پاسدارى مى شود. ميراثى كه هنوز عمق و ضرورتش را نچشيده ايم .
طرح هايى كه امامت را براى چند نسل بر اساس نص و سنت مى گيرند و سپس شورايى حسابش مى كنند. و طرح هايى كه امامت را در حد رهبرى تفسير مى كنند و شرايطش را حذف مى كنند، خواه از نسل على عليه السّلام يا ديگرى و طرح هايى كه امامت را موروثى و سلطنتى و نور چشم بازى خيال مى كنند. و طرح هايى كه امامت را غيرقابل تحليل مى شناسند و بر اساس تعبد با تمام ابهامش باورش ‍ مى كنند. تمام اين طرح ها، امامت را نفهميده اند و جايگاه و بنيادهايش را نشناخته اند و در تاريكى تير انداخته اند.
شايد اين همه تفسير و تاءويل از آن جا مايه مى گيرد كه ما حكومت ها را در همين اشكال موجود دنبال مى كنيم و در ميان همين سيستم ها نقد مى زنيم و از آن جا كه هيچ كدام از اين ها با امامت نمى خواند يا از كنار آن مى گذريم يا آن را تخفيف مى دهيم تا مورد قبول روشنفكران قرار گيرد.
شايد اين گمان ها از اين جا برخاسته اند كه ما امامت را مبهم طرح كرده ايم و آثار و مرزها و اثراتش را نشان نداده ايم و اين طرح حكومتى را جدى نگرفته ايم .
اگر ما جايگاه امامت را بشناسيم و ضرورتش را لمس كنيم ، بر اساس ‍ همان ضرورت ، وجود امام زمان (عج ) را احساس مى كنيم و از زير بار اشكال هاى بنى اسراييلى ، آزاد مى شويم و بر اساس همان ضرورت و احساس به عشقى از امام مى رسيم . آن هم نه عشقى ساده و سطحى ، كه عشق شكل گرفته و جهت يافته و تبديل شده به حركت و به سازندگى مهره هايى كه اين حكومت سنگين و بلند به آن احتياج دارد.

ادامه دارد

مسعود پورسيد آقايى

نوشته شده توسط یاشلی گزلر در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 ساعت 1:52 | لینک ثابت |

خداوند تعالى فرموده است : الم ياءن للذين آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكر الله و ما نزل من الحق (سوره حدید آیه۱۶) آيا وقت فرا نرسيده كه مؤ منان قلب هاشان به ياد خدا و آنچه از حق نازل شده است ، خاشع گردد.
يعنى بعد از آنكه به شما عقل و تدبير دادم و بعد از مشاهده آيات در آفاق و انفس و آسمان ها و زمين و در هر ذره و برگه ، و بعد از ديدن سرگذشت عبرت آموز غافلان ، بعد از آنكه آيات بر شما تلاوت شد و بعد از آنكه عمرى از شما گذشت و هيچ متذكر نشديد و بعد از آنكه عمرى را در اسلام گذرانديد و ادعاى مسلمانى كرديد و آن را پذيرفتيد، آيا وقت آن براى مؤ منان فرا نرسيده كه دل هاى شان به ياد خدا خاشع شود. اگر به ياد خدا باشيد و متذكر شويد، از جمله مؤ منانى هستيد كه چون ياد خدا شود، دل هايشان ترسان و لرزان شود. پس به اين خاطر از گناهان شما مى گذرد.
آيا براى مؤ منان و آنان كه عظمت پروردگارشان را درك كرده اند، وقت آن نرسيده كه آنگاه كه در پيشگاه خداوند متعال مى ايستند و او را مخاطب قرار مى دهند، دل هاشان به ياد خدا خاشع شود تا از جمله مؤ منانى باشند كه در نمازهايشان خاشع اند. عمرى سپرى شد، اما تو دو ركعت نماز براى خشوع به درگاه خداوند نخوانده اى . پس تنها يك نماز براى خدا به جا آور، شايد كه نماز آخر تو باشد.
آيا وقت آن براى مؤ منان و كسانى كه دريافته اند جز خدا هيچ ملجاء و ياورى نيست فرا نرسيده كه دل هايشان به ياد خدا خاشع شود تا هيچ فكر و ذكرى جز خدا نداشته باشند تا از كسانى بشوند كه چيزى نمى بينند، مگر اينكه بعد از آن خدا را مى بينند يا از كسانى كه چيزى را نمى بينند مگر اينكه خدا را با آن يا قبل از آن مى بينند.
آيا وقت آن براى مؤ منانى كه چه بسا عمر خود را در دورى از خدا فنا كرده و حتى يك روز يا يك ساعت او را ياد نكرده اند، فرا نرسيده كه با غلبه خوف اضطراب بر آنها، يك آن دل هاشان به ياد خدا خاشع شود تا شايد پس از انقطاع از خدا، به سوى او توبه و بازگشت نمايند و بعد از دورى و بريدن از خدا، به درگاه الهى وصل شوند و محجوب از خدا نميرند.
آيا وقت آن براى مؤ منان به خدا و آنانى كه خداوند معرفت اوليايش را نصيب شان كرده ، فرا نرسيده كه دل هايشان به ياد حسين عليه السلام خاشع شود و بر او گريه كنند، كه گريه بر او از خشوع دل به ياد خدا ناشى مى شود. كما اينكه هر كس حسين عليه السلام را يارى كند خدا را يارى كرده و هر كس ‍ با او دشمنى كند با خدا دشمنى كرده و هر كس او را دوست بدارد، خدا را دوست داشته و هر كس به او متوسل شود به خدا متوسل شده و هر كس او را زيارت كند، خدا را زيارت كرده و هر كس دلش به ياد او خاشع شود، دلش به ياد خدا خاشع شده است .
آيا نمى بينى كه وقتى محرم فرا مى رسد و عاشورا مى شود، صداى گريه و ناله مردم قلب ها را مى فشارد. پس اى كسانى كه ايمان آورده ايد، اين زمان ، وقت خشوع قلب به ياد حسين عليه السلام است كه به ياد خدا باز مى گردد، پس با ياد حسين عليه السلام خدا را بسيار ياد كنيد و با گريه بر آن حضرت و برپا داشتن عزاى ايشان ، قلب هايتان را خاشع كنيد، آنچنان كه اين خشوع به خشوع قلب به ياد خدا باز گردد.
بنابراين هر گريه اى بر حسين عليه السلام از خشوع قلب به ياد خدا مى باشد كه نماز را باطل نمى كند، در حالى كه آنچه كه فقط براى رقت بشرى باشد در آن اشكال وجود دارد، پس تاءمل كن.

کتاب خصائص الحسینیه

مؤلف آیت الله شوشتری(ره)

نوشته شده توسط یاشلی گزلر در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 ساعت 15:5 | لینک ثابت |

تقاضاى فرزند به جاى قيمت روغن
حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم حكايت فرمايد:
امام حسن مجتبى عليه السلام از مدينه با پاى پياده ، عازم مكّه معظّمه گرديد؛ و چون با پاى برهنه راه را مى پيمود، پاهايش آسيب ديده و متورّم شد، به طورى كه در مسير راه به سختى قدم برمى داشت ، به حضرت پيشنهاد داده شد كه چنانچه سوار شوى ناراحتى پاهايت برطرف خواهد شد.
حضرت فرمود: خير، من قصد كرده ام كه پياده بروم ؛ و سپس افزود: همين كه به اوّلين منزل برسيم ، مردى سياه پوست وارد خواهد شد و او روغنى همراه خود دارد كه براى ورم و ناراحتى پا مفيد و درمان كننده است ؛ پس هنگام دريافت روغن هر قيمتى را كه گفت قبول كنيد.
بعضى از همراهان حضرت گفتند: ياابن رسول اللّه ! در اين نزديكى منزلى نيست كه كسى بيايد و روغن بفروشد؟!
امام عليه السلام فرمود: چرا، منزل نزديك است و روغن فروش نيز خواهد آمد.
و چون مقدار مسافتى كوتاه به راه خود ادامه دادند، به منزلى رسيدند؛ حضرت فرمود: در همين منزل استراحت مى كنيم .
در همين بين ، مردى سياه پوست وارد آن منزل شد، همراهان حضرت از او تقاضاى روغن براى ناراحتى پا كردند؟
آن مرد گفت : روغن براى چه كسى مى خواهيد؟
پاسخ دادند: براى امام حسن مجتبى فرزند اميرالمؤ منين علىّ عليهماالسلام مى خواهيم .
مرد سياه پوست گفت : من بايد خدمت آن حضرت شرفياب شوم و خودم روغن را تحويل ايشان دهم .
روغن فروش بر حضرت وارد شد، سلام كرد و عرضه داشت : ياابن رسول اللّه ! من غلام شما هستم ، اين روغن در اختيار شما باشد و من در ازاى آن چيزى نمى خواهم ، جز آن كه تقاضامندم از خداوند متعال بخواهيد تا فرزندى پسر، دوستدار شما اهل بيت رسالت ؛ و نيكوكار به من عطا گرداند؟
امام مجتبى عليه السلام روغن را گرفت و به او فرمود: به خانه ات بازگرد؛ مطمئن باش كه خداوند فرزند پسرى به تو عطا خواهد نمود؛ و سپس پاهاى مبارك خود را با آن روغن ماساژ داد و ناراحتى ورم آن كاملاً خوب و برطرف گرديد.
امّا مرد سياه پوست ؛ چون به منزل آمد، ديد همسرش نوزادى پسر، صحيح و سالم وضع حمل كرده است ، پس بسيار خوشحال شد و به سمت امام حسن مجتبى عليه السلام بازگشت ؛ و چون به آن حضرت ملحق شد تشكّر و قدردانى كرد.

مدينة المعاجز: ج 3، ص 246، ح 868، بحار الا نوار: ج 4، ص 324، ح 3، به نقل از خرايج و جرايح مرحوم راوندى

نوشته شده توسط یاشلی گزلر در دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 ساعت 6:39 | لینک ثابت |

يكى از دوستان صميمى و ولائى و مداح و عاشق اهلبيت عصمت و طهارت عليهم صلوات اللّه كه راضى نيست اسم او را در اينجا ببرم نقل نمود:
يك روز با مادرم تندى و غضب نمودم شب كه به خواب رفتم در عالم رؤ يا ديدم ، نعل آتشى را بطرف من مى آورند كه مرا بسوزانند.
همينكه آن نعل نزديك من شد كه ببدنم برسد سه مرتبه صدا زدم يا حسين يا حسين يا حسين ((ع )) در آن وقت مشاهده نمودم آن نعل سرد و سلام شد.


كرامات الحسينية (ع ) ج 1 (معجزات سيّد الشهداء (ع ) بعد از شهادت )

مؤ لف : على مير خلف زاده

نوشته شده توسط یاشلی گزلر در یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 ساعت 22:28 | لینک ثابت |

            

 

برگرفته از سایت: http://eznehashtom.com/

آنچه درپی می‌آید خاطره‌ای است كه حضرت آيت‌الله خامنه‌ای در سال 70 و در هنگام بازدید از منزل حضرت امام خمینی(ره) در قم آن را روایت كرده‌اند:

روز دوم فروردين سال 42 مثل همين حالا در مقابل چشمم قرار دارد...
بعد از قضاياى مدرسه‌ى فيضيه و آن حوادث كذايى، اولِ شب خودمان را با دوستان به اين‌جا رسانديم - چون همه از اين خانه نگران بودند كه چه خواهد شد - از آن درِ حياط كوچك وارد شديم و ديديم كه ايشان آن گوشه‌ى حياط ايستاده‌اند و مشغول اقامه‌ى نماز مغرب و عشا هستند و جمعى هم با ايشان مشغول نمازند. آن‌چنان طمأنينه‌يى در وجود ايشان بود كه هر اضطرابى را تمام مى‌كرد؛ اصلاً كأنه هيچ حادثه‌يى اتفاق نيفتاده است؛ واقعاً مثل كوه استوار ايستاده بودند و مشغول نماز بودند؛ بعد هم از آن پله‌ها بالا آمدند و به اتاق دست چپ تشريف بردند و نشستند؛ طلبه‌ها هم ريختند كه بيانات ايشان را بشنوند.
از جمله‌ى حرفهاى ايشان در آن روز - كه عين شدت اختناق و تسلط دستگاه ستمگر بود - اين بود كه گفتند اينها خواهند رفت و شماها خواهيد ماند و ما از اين سخت‌ترش را هم ديده‌ايم؛ تحمل و ايستادگى كنيد. اين براى ما درس اميد است. حقيقتاً استقامت ايشان در مقابل شدايد و اميدشان به آينده اين بود؛ و همين است كه امروز هم مى‌تواند ملت ما را پيش ببرد؛ يعنى اميد به آينده و ايستادگى در مقابل مشكلات. ايشان درس عملى و عينىِ اين را دادند و راهشان اين راه بود.
بيانات به هنگام بازديد از منزل حضرت امام خمينى(ره) در قم‏ 1/12/1370

نوشته شده توسط یاشلی گزلر در شنبه بیستم فروردین 1390 ساعت 23:12 | لینک ثابت |

برگرفته از سایت اذن هشتم     http://www.eznehashtom.com/

شيخ احمد معرفت واعظ متقى اهل بيت عصمت (عليهم السلام ) نقل نمود.
يكى از مراجع تقليد نقل كرد يكى از علماء نجف اشرف كه يك شخصيت علميست ايشان مقيد بود هر هفته حركت مى كرده و به كربلا مى رفته روزهاى پنجشنبه كه حوزه تعطيل مى شد صبح كه نماز مى خواند پياده از راه خانه كه يك راه كويرى بود تقريبا سيزده فرسخ هست مى آمد كربلا براى زيارت حضرت سيدالشهداء (ع ) و بعد بر مى گشت .
به او گفتند: آقا شما ديگر پير شده ايد ناتوان گرديده ايد سرما گرما حركت مى كنيد مى رويد كربلا آخر آن هم پياده پس سواره برويد زيرا براى شما زحمت است .
ايشان فرمودند: واقعش آن وقتى كه چيزى نديده بودم مى رفتم حالا كه چيز ها هم ديدم نروم گفتند: چه ديدى ؟ فرمود: يك سال تابستان هوا خيلى گرم بود نماز صبح را خواندم رسم اين بود يك مقدار غذا يك كوزه آب يك عصا آن هم آن غذا را مى بستم توى بسته اى با كوزه آب مى گذاشتم سر عصا و عصا را مى انداختم سر شاند و راه مى افتادم .
قدرى كه از نجف بيرون آمدم در آن هواى قلب الاثر تشنه شدم گفتم : از اين آبها بخورم اما حيفم آمد ديدم يك كوزه آب بيشتر نيست به راه افتادم هوا خيلى گرم بود يك مقدار ديگر راه آمدم كم كم آفتاب بالاى سرم آمد ديدم ديگر نمى توانم تحمل كنم گفتم : مقدارى از اين آبها بخورم عصا را برگرداندم كوزه را برداشتم نگاه كردم ديدم تمام آبها بخار شده رفته هوا يك قطره آب توى كوزه نيست واى من تشنه وسط بيابان ، ديگر نفهميدم چه شد چشمهايم سياهى رفت خوردم زمين از هوش رفتم .
در چه حالى بودم نمى دانم يك وقت ديدم نسيم خنكى به صورتم خورد چشمهايم را باز كردم ديدم باغ و گلستان درختها نهرهاى جارى به چقدر عالى اينجا كجاست اين درختها چيه اين نهرهاى جارى چيه اين آدمهاى خوشرو وزيبا و تو دل بُرو كيا هستند.
از جاى خودم بلند شدم كوزه هم دستم بود ولى خشك و آب داخل آن نبود آمدم به اين آقايانى كه تشريف داشتند گفتم : آقا اينجا كجاست من بين نجف و كربلا اين تشكيلات را نديده بودم ؟
گفتند: حالا آب را بخور چون تشنه هستى كوزه ات را هم پركن چون به دردت مى خورد بعد ما به شما مى گوئيم كجا هستى وقتى از آب خوردم ديدم عجب آبى اين چه آبى است !؟ چقدر لذيذ چقدر عالى كوزه ام را پر كردم سر حال شده آمدم جلو.
گفتم : خوب آقايان اينجا كجاست گفتند: اينجا عالم برزخ زوار قبر آقا امام حسين (ع ) است يعنى آنهائى كه حساب با امام حسين (ع ) باز كردند عالم برزخ ايشان اينجاست . يك وقت ديدم باد گرم به صورتم مى خورد چشمهايم را باز كردم ديدم همان وسط صحراى نجف است هيچ اثرى از آن درختها و باغها نيست و فقط آنچه كه هست كوزه پر از آب است اما از آن آبها.
گفت : حالا منى كه به چشمم اين چيزها را ديده حالا ديگر زيارت آقايم امام حسين (ع ) را ترك كنم . اى كسانى كه با امام حسين (ع ) حساب باز كرديد خيلى قدر خودتان را بدانيد

نوشته شده توسط یاشلی گزلر در شنبه بیستم فروردین 1390 ساعت 2:30 | لینک ثابت |

در بين احاديث مهدويت، تعدادي از روايات به بحث علائم ظهور اختصاص دارد كه بخشي از اين روايات، به بحث «حسني» پرداخته است.

بيشتر رواياتي كه درباره «حسني» وارده شده، ضعيف است و برخي نيز از نظر متن دچار اشكالند ؛ لذا آنچه مي‌توان از مجموع اين روايات به دست آورد، اين است كه وجود و خروج شخصي به نام حسني از جمله علائم ظهور است؛ اما ديگر ويژگي‌ها و خصوصيات وي با توجه به ضعف روايات، قابل اعتماد نيست. اين پژوهش بخشي از سلسله مباحث خارج مهدويّت است كه در مركز تخصصي مهدويّت توسط استاد نجم‌الدين طبسي تدريس شده و پس از بازنگري براي استفاده عموم، در اختيار فصلنامه قرار گرفته شد و در  سایت اذن هشتم در قسمت شرح حدیث آمده است و بحث کامل و شیرینی است به آدرس زیرمراجعه فرمایید

http://eznehashtom.com/32/40-1390-01-18-13-32-34.html

نوشته شده توسط یاشلی گزلر در شنبه بیستم فروردین 1390 ساعت 0:32 | لینک ثابت |

جناب ابوذر یکی از وفادارترین صحابه پیامبر صل الله علیه و آله بود. در مورد او، روایات واحادیثی نقل شده که به چند مورد از آنها، اشاره می کنیم:

در کتاب خصال آمده است:

( خداوند متعال، پیامبر صل الله علیه وآله را به محبت چهار نفر از نزدیکانش امر فرموده است، این چهار تن عبارتند از:

1.امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام، 2. سلمان فارسی، 3. ابوذر غفاری، 4. مقداد.)

در روایتی از پیامبر اکرم صل الله علیه وآله نقل شده است: ابوذر صدیق امت من است و در زهد شبیه عیسی ابن مریم است.

امام کاظم علیه السلام میفرمایند: در روز قیامت منادی از جانب پروردگار :( کجایند حواریون و مخلصون محمد بن عبد الله صل الله علیه و آله، که پیمان او را نشکسته اند و بر طریقت او استوار ماندند؟) آنگاه سلمان ، ابوذر و مقداد بر می خیزند.

حضرت محمد صل الله علیه و آله می فرمایند:( هر کس می خواهد به زهد عیسی بن مریم نظر کند، به زهد و تقوای ابوذر بنگرد).

ابوذر غفاری، بدون شک از صدیق ترین یاران پیامبر صل الله علیه و آله بود. او نه تنها در حمایت از پیامبر و اعتلای دین مبین اسلام زحمت و سختی فراوان کشید که پس از رحلت پیامر نیز به دفاع از حضرت علی علیه السلام و مخالفت با معاویه برخواست. معاویه نیز او و سپس خانواده اش را به بیابان خشک و بی آب و علفی به نام ربذه تبعید کرد. ربذه، بیابان دور افتاده ای بین دو شهر مکه و مدینه بود، در مسیر کاروان های حجّاج قرار داشت. در آن بیابان لم یزرع، چنان به آنان سخت گذشت و در تنگنا قرار گرفتند که در اثر گرسنگی و تشنگی فرزندانش از دنیا رفتند.

سرانجام خود ابوذر نیز از شدت ضعف و ناتوانی درگذشت.

مالک اشتر نخعی همراه سه نفر از یاران و نزدیکان امام علی علیه السلام هنگامی که از وضعیت ابوذر ( قبل از وفات) با خبر شدند، به دیدار او شتافتند، اما زمانی به نزدش رسیدند که در آستانهٔ رحلت و دیدار معشوق بود. پس از رحلت، در نهایت احترام، او را با آب زمزم غسل دادند و سپس کفن کرده، به خاک سپردند، به درستی در مورد او باید گفت: (ابوذر تنها زندگی می کند، تنها می میرد و تنها برانگیخته می شود).

ان شاءالله بتوانیم در دنیا مزار آن بزرگوار را زیارت کنیم ودر آخرت از مقام او بهره ببریم.

نوشته شده توسط یاشلی گزلر در جمعه نوزدهم فروردین 1390 ساعت 13:3 | لینک ثابت |

به مدد امام رضا علیه السلام

سایت اذن هشتم راه اندازی شد

http://eznehashtom.com

نوشته شده توسط یاشلی گزلر در جمعه نوزدهم فروردین 1390 ساعت 4:55 | لینک ثابت |